الفيض الكاشاني
75
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
سلامت مىگردد ، و هر كدام امتناع ورزد خداوند مىفرمايد : اينك به شما امر كردم و نافرمانى كرديد . » « 75 » در روايت ديگرى است كه : « هر كس در علم خدا كه از پيش مقرّر شده است سعادتمند باشد خود را در آتش مىافكند و آتش بر او سرد و سلامت مىشود و هر كس در علم خدا كه از پيش مقرّر شده شقى و بدبخت باشد امتناع مىورزد و خود را در آتش نمىافكند و خداوند دستور مىدهد كه او را در آتش اندازند « 76 » ؛ و اين به سبب نافرمانى و امتناع او از دخول در آن است . رتبهء چهارم - اين رتبهء فايزين و رستگاران است و آنها عارفانند نه مقلّدان ، و مقرّبان و سابقانند . مقلّد اگر چه تا حدّى به مقامى در بهشت دست خواهد يافت ليكن او از اصحاب يمين است و اينان مقرّبانند ، آنچه اينان در آخرت بدان نايل خواهند شد برتر از حدّ بيان و توصيف است ، مقدارى را كه بيان آن ممكن بوده قرآن توضيح داده و بالاتر از بيان خدا بيانى نيست ، و آنچه را كه در اين عالم قابل تعبير و توضيح نبوده قرآن آن را به اجمال ذكر كرده و فرموده است : فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ « 77 » ، و نيز فرموده است : براى بندگان شايستهام چيزهايى را آماده كردهام كه آنها را نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده و نه به دل بشرى خطور كرده است . مطلوب عارفان حالتى است كه تصوّر نمىشود از قلب هيچ بشرى گذشته باشد . امّا حور ، قصور ، فواكه ، شير ، عسل ، خمر ، زيور آلات و دستبند چيزهايى است كه آنان بدانها رغبتى ندارند و اگر از اينها به آنان داده شود به آنها بسنده نمىكنند و جز لذّت نظر به وجه كريم الهى را طالب نيستند ، و آن منتهاى لذّات و غايت سعادات است . به همين سبب به رابعهء عويّه گفته شد : رغبتت به بهشت چگونه است ) پاسخ داد : الجار ثمّ الدّار ( همسايه سپس خانه ) . آنان گروهى هستند كه محبّت صاحب خانه آنها را از محبّت خانه و آرايش آن بلكه از هر چيز ديگر جز او و حتّى از پرداختن به خود باز داشته است . آنها مانند عاشقى هستند كه شيفتهء معشوق خويش است و تمام فكرش مستغرق در نگريستن به رخسار او و انديشيدن دربارهء
--> ( 75 ) همان مأخذ ج 3 ، ص 249 . ( 76 ) كافى ، ج 3 ، ص 248 ، نقل به معنا . ( 77 ) سجده / 17 : هيچ كس نمىداند چه پاداشهاى مهمّى كه مايهء روشنى چشمها مىگردد براى آنها نهفته شده است .